خصوصي
از دست مي دهي*** پرنده اي زيبا بال مي گيرد و دور مي شود*** که زمين به دور خود مي چرخد در کنارش باشي*** ♥هميشه اين گونه بوده است*** زود از دنياي تو مي رود*** ردي از او در خيابان نيست*** به همه باغها سر بزني و خرده هاي نان را به مرغابيهاي تنها بدهي*** تماشاي موجها مي رفتي*** او اشک مي ريختي*** ♥هميشه اين گونه بوده است*** خوابهاي بي رويا* و آينه هاي بي قاب* ناباورانه او را در کنارت نمي بيني*** به آن سوي نرده هاي آسمان خواهي رفت ♥هميشه اين گونه بوده است*** او که مي رود... را فراموش مي کني*** و هيچ فرشته اي به خوابت نمي آيد*** سقوط کرده اي*** ♥ راستی! ♥بگو: مي دهم او را از من مگير........ براستی وقتی او تنهایت می گذارد تو مرده متحرک می شوی... گاهی با یک کلام قلبی اسوده و ارام می شود گاهی با یک کلمه یک انسان نابود می شود گاهی با یک بی مهری دلی می شکند مراقب بعضی یک ها با شیم در حالی که ناچیزند همه چیزند. سجلد من حسين ام ! پناهي ام ! خودمو ميبينم ، خودمو ميشنفم ، خودمو فكر ميكنم.... تا هستم جهان ارثيه بابامه ! سلاماش ! همه ي عشقاش ! همه ي درداش ، همه ي تنهايياش... وقتي هم نبودم ، مال شما ! اگه دوس داري با من ببين ، يا بزار باهات ببينم ! با من بگو ، يا بزار باهات بگم ! سلامامونو عشقامونو دردامونو تنهاييامونو ها... ! * * * طلبكار ما بدهكاريم ، به كساني كه صميمانه ز ما پرسيدند : معذرت ميخواهم ! چندم مرداد است ؟ و نگفتيم.... چون كه مرداد گور عشق گل خون رنگ دل ما بوده ست ! * * * اندكي سكوت چه مهمانان بي دردسري هستند مردگان ! نه به دستي ظرفي را چرك ميكنند و نه به حرفي دلي را آلوده ! تنها به شمعي قانعند و اندكي سكوت.... ! * * * نه ! برميگردم با چشمانم كه تنها يادگار كوكي منند.... آيا مادرم مرا باز خواهد شناخت ؟! * * * دستمال سرخ اينجايم بر تلي از خاكستر ! پا بر تيغ ميكشم و به فريب هر صداي دور ، دستمال سرخ دلم را تكان ميدهم ! تقديم به بهترين مادر دنيا
کسي را که خيلي دوست داري زود
پيش از انکه خوب نگاهش کني مثل
فکر مي کردي مي تواني تا آخرين روزي
و خورشيد از پشت کوه ها سرک مي کشد
هنوز بعضي از حرفهايت را نگفته بودي***
هنوز همه لبخندهاي خود را به او نشان نداده بودي*
کسي که از ديدنش سير نشده اي
وقتي به خودت مي آيي که حتي
فکر مي کردي مي تواني با او
هنوز روزهاي زيادي بايد با او به
هنوز ساعتهاي صميمانه اي بايد با
وقتي دور و برت پر است از نيلوفرهاي پرپر*
وقتي از هر روزي بيشتر به او نياز داري
فکر مي کردي دست در دست او خنده کنان
و دامنت را از بوسه و نور پر خواهي کرد***
هنوز پيراهن خوشبختي را کاملا بر تن نکرده بودي*
هنوز ترانه هاي عاشقي را تا آخر با او نخوانده بودي*
او که براي هميشه مي رود
آن قدر تنها مي شوي که نام روزها
از عقربه هاي ساعت مي گريزي
احساس مي کني به دره اي تهي از باران و درخت
احساس مي کني کلمات لال شده اند***
پل ها فرو ريخته اند***
کفش ها پاره شده اند***
دست ها يخ کرده اند***
پروانه ها سوخته اند***
اگر هنوز او نرفته است***
اگر هنوز باد همه شمعهايت را خاموش نکرده است*
اگر هنوز مي تواني برايش غزلي از حاقظ بخواني*
قدر تک تک نفس هايش را بدان
و به فرشته اي که مي خواهد او را از تو بگیرد
تو را به صداي گنجشک ها و بوي خوش آرزوها سوگند![]()
![]()
![]()
تقديم به آني كه بهشت زير پايش جا دارد
به مادرم...
كه مهرش تا ابد در دلم جاي دارد.
![]()
| كد قالب جدید قالب های پیچك |

